سرنوشت هزاران زن درخانه های امن چی شد؟

سرنوشت هزاران زن درخانه های امن چی شد؟

0 27

آمنه( نام مستعار) بعد از مسدود شدن خانه های امن کجا رفت و فعلا با چی سرنوشتی رو در رو است؟ این سوالی است برای تمام آمنه های که بعد از سقوط حکومت یا به اجبار به فامیل های شان مدغم شدند و یا در سرک رها گردیدند.
امنه میگوید ازدواج زیرسن و ازدواج اجباری داشت بعد از رابطه پنهانی با دوست پسرش که قبل ازدواج او را دوست داشته به زندان میرود زمانی که برادرش او را با دوست پسرش میبیند ؛ دوست پسراش را به قتل میرساند آمنه میگوید: بعد از سپری نمودن دوره حبس به یکی از خانه های امن منتقل شدم. چون برادرش گفته بوده که او را را هم به قتل خواهد رساند آمنه افزود که یک طفل هم ازشوهرم داشتم وی میگوید در خانه امن طلاق گرفتم ودخترم راهم شوهرم ازمن گرفت با وجود تمام امکانات در خانه امن حالت آمنه بخاطرازدست دادن دخترش بی نهایت خراب میشود.

آمنه میفزاید که بیشتر از یک سال در خانه امن بودم و جای برای رفتن هم نداشتم، وی میگوید وقتی که از آمدن طالبان با خبر شدم دلم شور میزد، اگر طالبان بیایند چی خواهم کردم؟ کجا بروم؟ در حالیکه تمام اقوام پدر من طالب هستند حتما مرا پیدا خواهند کرد و مرا خواهند کشت. آمنه میگوید این ترس ودلشوره من به حقیقت پیوست بلاخره طالبان آمدند و ما هم بی سرپناه ماندیم بعداز سقوط حکومت که خانه های امن مسدود شد برای مدتی ما تحت حمایت همان دفتر با چند تن دیگر بصورت مخفی زنده گی میکرد یم اما بلاخره ما را به کنار سرک رها کردند. بله آمنه با کوله بار اندوه در کنار سرک رها شد آمنه میگوید من وچند تن دیگر که جای برای رفتن نداشتیم تصمیم گرفتیم که در خانه یکتن دیگر از مستفیدین که با او از طریق تلفون به ارتباط بودیم برویم قبلا با او هم اتاقی بودیم وآنجا هم با مشکلات فراوان که گویا هم اتاقی ما هم به مدت طولانی نمیتواند از ما مراقبت کند روبه رو بودیم. آمنه بعد ازمدتی مجبور شد راهی برایش پیدا کند و یا هم سرپناهی برای بود باش اش..
وی میگوید بلاخر تن به ازدواج دادم با یک مردی که معیوب بود ازدواج کردم این زندگی به مراتب بهتر از کنار سرک بود در حالیکه این مرد معیوب به شدت حالت روحی اش خراب بود و گذاره همرایش دشوار اما من با وجود اینکه میدانستم زندگی ام رو به خرابی میرود اما فقط بخاطر بی سرپناهی با تمام مشکلات موجوده زندگی میکنم.

رخشانه( نام مستعار) خانمی دیگری بود که او هم در کنار سرک رها شد وجای برای رفتن نداشت.
رخشانه میگوید: ازدواج اجباری داشتم ازدواج در بدل خون بها، ازدواج با مردی که دو خانم دیگر هم داشت واز لحاظ سنی با هم تفاوتی فراوانی داشتیم رخشانه میفزاید بعد ازدوسال زندگی خشونت باربا آن مرد مجبور به فرارازخانه شدم حتا طفل شیر خوار اش را درخانه رها میکند وسر به خیابان میزند وی میگوید یک مرد در سرک او را به خانه میبرد و بلاخره بعد از مدتی به جرم فرار ازمنزل به زندان میرود بعد ازسپری نمودن حبس اش به خانه امن پناه میاورد ومدتی سه سال و بیشتر درخانه امن میماند تا اینکه طالبان میاید وجای برای رفتن ندارد اوهم مانند آمنه در کنار سرک رها میشود
رخشانه میگوید من تنها نبودم که کنار سرک رها شدم بلکه خانم های دیگری هم بودند که مواجه به خطر بودند وجای برای رفتن نداشتند همه را درسرک رها کردند.

رخشانه میفزاید که وی به خانه یک هم اتاقی اش میرود و آن دوست اش کمک میکند که رخشانه وچند خانم دیگربا هم خانه ایی را به کرایه بگیرند وبعد از مدتی رخشانه با یک مرد ازدواج میکند رخشانه میگوید بعد ازآمدن طالبان من مطلع شدم که فامیلم کوشش پیدا کردنم را دارند ومجبور شدم ارتباطات خود را با همه قطع کنم وی میگوید با وجود که این ازدواج به خواست دلم نبود اما بهتر از کنار سرک بود که حدا اقل سرپناهی ونانی برای خوردن داشت.
بعد از مسدود شدن خانه های امن آمنه ها ورخشانه های زیادی کنار سرک ها رها گردید که تعدای حتای جای برای رفتن نداشتند.
یک تن از کارمندان خانه های امن که از ذکر نامش خوداری کرد میگوید یک دختر را با ساک لباس هایش به گفته دفتر، در کنار سرک رها کردم طوری که خودش نمیدانست او را کجا میبرم بعد از اینکه ازموتر پایین اش کردم دروازه موتر را بستم وموتر حرکت کرد وآن دخترک تا چند قدمی پشت موتردوید وی میگوید هیچ گاه نمیتوانم آن صحنه را فراموش کنم.

ملکه رسولی مسول بخش شکایات دفتر ساحوی کمیسیون مستقل حقوق بشر در زون غرب فعلا مهاجر در کشور آلمان است میگویید: در آستانه سقوط جمهوریت خانم ها درخانه های امن در یک بی سرنوشتی قرار گرفتند وحتا تعدادی را به رضایت شان و تعدای هم به اجبار به خانواده هایشان ادغام کردند وتعدادی هم که مواجه به خطر بودند و جای برای رفتن نداشتند از ولایات به مرکزمنتقل گردیدند و یک تعداد هم در کابل طرف یک سرنوشت نامعلوم رفتند.
خانم رسولی میفزاید که تعدای نامعلومی هم که در کنار سرک رها گردیدند یا دست به تن فروشی میزنند ویا هم دست به خودکشی وحتا به قتل هم رسیدند. وی میفزاید که همان تعدادی که به فامیل هایشان مدغم شدند در وضعیت بدی قراردارند چون مشکلات حقوقی شان حل نشده است.

خانم رسولی میگوید ما به عنوان فعالین مدنی از اینکه این خانم ها وخانم های دیگر افغان که مورد خشونت قرار میگیرند و مرجع برای شکایت آنها وجود ندارد ازتمام فعالین حقوق بشر وسایر فعالین مدنی میخوایم که دادخواهی برای ایجاد مکانی برای چنین خانم ها انجام بدهند. خانه های امن در افغانستان پس از سقوط حکومت قبلی طالبان تحت نظر وزارت امور زنان ایجاد گردید این اماکن با پروژهای مختلف توسط انجوهای داخلی مورد حمایت قرار میگرفت.
در خانه های امن خانمی های مراجعه میکردند که مورد خشونت قرار گرفته و بعد مجبور بودند از خانه بخاطر ترس ازکشتن فرارکنند ودرخانه های امن پناه بیاوردند. قربانیان خشونت ابتدا به ریاست های امور زنان ولایات مراجعه می نمودند بعد به خانه های امن توسط ریاست متذکره معرفی میشدند.

در انجا تمام امکانات بود باش برایشان مهیا بود ومستفیدن در خانه های امن بر علاوه از امکانات رهایشی به خدمات مانند صنف ها سواد آموزی ،خیاطی، خدمات صحی، خدمات روان درمانی و خدمات حقوقی دست رسی داشتند.
اما انجا هم برایشان زندان بیش نبود فقظ کمی آسوده تر اززندان بودند. وحالا سرنوشت تعدادی از این خانم که به اجباربه فامیل هایشان ادغام شدند وتعدای هم به کنار سرک رها گردیدند معلوم نیست که توسط فامیل به قتل رسیدند یا زنده هستند.
بعد از سقوط جمهوریت و به قدرت رسیدن امارت دیگر خانه امنی در افغانستان نیست چون خانه های امن خلاف ارزشهای افراد متعصب و طالبان بوده واین اماکن را مرکزفحشا می نامند. امروز ما شاهد خودکشی های فراوانی از خانم ها هستیم که تعدادی محدودی از این خودکشی ها رسانه ایی میشود. خانم های که مورد خشونت قرار میگرند دیگر جای برای رفتن وپناه گرفتن ندارند مجبور به خودکشی میشوند.

گزارش: شکریه صدیقی
عکس: عارف کریمی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.