کودکان کار، قربانیان اصلی فقر و تنگدستی

0 108

فقر و تنگدستی پدیده شومی است که دهه هاست دامنگیر مردم افغانستان است.

سایه شوم فقر که ریشه در جنگ و بی سوادی دارد، سالهاست که زندگی را به کام مردم ما تلخ نموده و عمدتا از کودکان این سرزمین قربانی گرفته است.

اکثریت قربانیان فقر در کشور ما اطفالی اند که در سنین رفتن به مکتب و آموختن علم می باشند، اما به دلیل مشکلات اقتصادی که دامنگیر خانواده های شان است، مجبور اند برای یافتن لقمه نانی دست به کار های شاقه وطاقت فرسا بزنند و یاهم در لیست کودکان خیابانی قرار بگیرند. کودکانی که آرزوی رفتن به مکتب را در دل دارند اما فقر آنها را وادار به کار کردن میکند.
در میان هزاران کودک کار، میتوان به کودک 13 ساله ای بنام آصف اشاره کرد که باید امروز در صنف درسی مکتب می‌بود، اما فامیلش او را وادار کرده است که تا دیروقت شب کار کند و چند قرص نان به خانه بیاورد.
آصف میگوید که خیلی دوست دارد به مکتب برود و درس بخواند، اما اگر او به مکتب برود، پدرش به تنهایی نمیتواند مخارج زندگی شان را برآورده سازد.

اگرچه داشتن آرزو برای اطفالی همچو آصف که برخی شان حتا پدر نیز ندارند معنایی ندارد، اما زمانیکه از آصف پرسیدم که وقتی بزرگ شدی میخواهی چکاره شوی؟ پاسخ داد که میخواهم داکتر شوم. او هدف از داکتر شدن را پول دار شدن و داشتن زندگی خوب توصیف کرد. در ذهن و خیال این کودک و  صد ها کودک کارگر دیگر پولدار شدن تنها آرزو و خیال است.

به گفته وی، او و شمار زیادی از دیگر کودکان دختر و پسر روزانه در بین پارک ها، جاده ها و نقاط مختلف شهر در گشت و گذار اند و با عذر و التماس از مردم میخواهند تا از آنها ساجق (آدامس)، تخم مرغ، بسکویت و اشیای دیگر خریداری کنند.

آصف میگوید که چند سال قبل شامل مکتب شده بود، اما مادرش بخاطر بی سرپرستی و گرسنه گی ، او را جهت کار به سطح شهر فرستاد.

آصف داستان غم انگیزی دارد.

پدر آصف که یک کارگر روز مزد است، به فرزندان خود گفته است که درس و تعلیم مخصوص فرزندان افراد ثروتمند است. او گفته است که افراد ثروتمند میتوانند مخارج درس و تعلیم فرزندان خود را فراهم کنند، اما افراد مستضعف حتا شکم فرزندان خود را سیر کرده نمی توانند.

آصف هرچند کودک خُردسال است، اما حضور وی در جامعه  سبب شده تا حرف هایی بزند که انگار یک مرد بالغ باشد.

او میگوید که اگر افغانستان دلسوز می داشت، حالا وضعیت مردم اینطور نبود. به باور این کودک خُردسال، تحصیل و زندگی آرام حق او و هزاران دختر و پسر امثال او است، اما وقتی کشور ما همیشه در جنگ و بدبختی باشد، آینده اطفال و خانواده ها مستضعف چیزی جز تباهی نیست.

افغانستان کشوریست که اطفال خیابانی در آن روز به روز افزایش میابد و بزرگترین دلیل آن نیز فقر و بیچارگی خانواده هاست. اما از سویی هم کارشناسان حکومت ها را عامل اصلی این بدبختی و بیچارگی مردم دانسته و به این باورند که هرگاه کمک های جهانی و دارایی های نقدی حکومت در راستای ایجاد فابریکه جات و پروژه های اقتصادی به مصرف برسد، زمینه کار و اشتغال برای همه فراهم شده و دیگر شاهد ترک تعلیم اطفال بخاطر پیدا کردن مخارج زندگی نخواهیم بود.

بر اساس آمارهای ابتدائی؛ هم اکنون در ولایت هرات بالغ بر ۹ هزار کودک در کوچه و بازار این شهر مصروف کار هستند و نمی‌توانند درس بخوانند.

این اطفال که روزی باید داکتر، انجینییر، معلم و یا هم دارای مسلک دیگر باشند، از بد روزگار صبح تا شب در کوچه و بازار شهر پشت لقمه نانی سردرگم بوده و بسیاری از آنان از همان آوان کودکی به انواع اعمال خلاف کشانده شده و آینده شان تباه میشود.

در میان کودکان کار و اطفال خیابانی میتوان به شماری از قربانیان خشونت های جنسی و قرار گرفتن در معرض سوء استفاده گروه های خلاف کار و فروشندگان مواد مخدر نیز اشاره کرد.

گزارش: نذیر هاشمی، خبرنگار مونیخ ژورنال، هرات

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.